شهر تالقان تحت سیطره مظاهره‌چیان گلیم‌جم

از تاریخ ۱۰ سرطان ۱۳۹۷، روز دستگیری نظام‌الدین قیصاری در فاریاب، شماری از اوباشان گلیم‌جم با چوب و چماق و سوته بدست زیر نام مظاهره به بازار تالقان ریخته‌ و همه‌چیز شهر را برهم زده‌ و مردم را به روز سیاه نشانده اند. دولت فاشیست غنی که درگیر زد و بند با به‌اصطلاح مخالفان خود در شمال است این شهر و مردمش را به چماق‌بدستان سپرده و تا کنون اقدامی در مورد ننموده است. در این اعتراض‌ها فقط همان گلیم‌جم‌های پیشین جمع شده اند که هدف اصلی شان دامن زدن به تعصبات قومی است، مهر «حرکت خودجوش مردمی» زدن بر آن احمقانه‌ و دروغی بیش نیست. چنانچه تذکر رفت این هرج و مرج سبب آزار و اذیت باشندگان تالقان شده که در ذیل به ذکر چند مورد آن می‌پردازم:

از کابل مافیا‌زده تا رستاق جهادی‌زده

بعد از هشت سال تحصیل و کار در کابل فرصتی یافتم تا به زادگاهم ولسوالی رستاق تخار سفر نمایم. با عبور از فضای آلوده، جاده‌های مزدحم و کند و کپر کابل، به شاهراه سالنگ رسیدم. این شاهراه که ولایات شمالی را به مرکز وصل می‌نماید در اثر بی‌توجهی و خیانت دولتی‌ها و فسادی که در «اداره حفظ و مراقبت سالنگ‌ها» وجود دارد، به ویرانه مبدل شده است، طوری که مسافت دو ساعته را در چهار ساعت و با هزار مشکل باید پیمود.

سلما، قربانی خرمستی محافظان اشرف غنی

سفر نمایشی اشرف غنی در ۱۱ سرطان ۱۳۹۷ به ولایت لغمان جان سلما را گرفت. سلمای ۱۳ ساله دختر سمیع‌الله باشنده قریه تاجگری شهر مهترلام بود و روزانه برای کمایی لقمه نانی در این شهر ماست می‌فروخت که در اثر خرمستی راننده‌ی کاروان محافظان غنی زیر موتر شده و جان باخت.

خبر شهادت سلما فقط در رسانه‌های اجتماعی به نشر رسید و برای غمشریکی و معلومات بیشتر به نمایندگی از حزب همبستگی افغانستان به خانه شان رفتیم.

جنایت دیگری از چاه‌آب تحت حاکمیت بشیر قانت

به تاریخ ۱۷ سرطان ۱۳۹۷، زنی به نام عمریا از قریه ورنخواه ولسوالی چاه‌آب ولایت تخار توسط ارباب این منطقه به نام محمدالله که در گذشته یکی از سرگروپ‌های بشیر قانت گلبدینی بوده مورد لت و کوب قرار گرفت که تصویر دردناکی از وی با دهن پرخون در شبکه‌های اجتماعی دست‌به دست شد.

کارگران رنجدیده شب را در جاده‌های جلال‌آباد به صبح می‌رسانند!

ساعت ده شب به‌سوی خانه می‌رفتم که چشمم به جوانان و ریش‌سفیدانی افتاد که در گلدان‌های وسطی سرک چوک مخابرات تا پشتونستان‌وات خوابیده بودند. در نخست، تصور کردم که مانند منطقه پل سوخته شهر کابل در اینجا هم معتادان جمع شده‌اند، ولی با کمی دقت متوجه شدم که نه سگرتی به دست دارند و نه چندین تن در زیر یک پتو جمع اند. به‌سوی مرد بزرگسالی رفتم، نزدیک شده و پس از احوالپرسی، دلیل بودنش در آنجا را جویا شدم. او خود را محاکم و باشنده مرکز ولایت کنر معرفی کرده گفت:

تظاهرات حزب همبستگی: در کنار هم‌میهنان هندو و سیک ایستاده‌ایم!

۱۴ سرطان ۱۳۹۷ – کابل: جمعی از اعضا حزب همبستگی در تقبیح حمله انتحاری بر نجیب‌ترین و پاک‌ترین اقلیت افغانستان، سیک‌‌هاو هندوها، گردهمایی اعتراضی‌ای را در کابل برگزار کردند. به تاریخ ۱۰ سرطان ۱۳۹۷ درحالی‌که شهر جلال‌آباد تحت تدابیر شدید امنیتی به خاطر سفر اشرف غنی قرار داشت، در حمله انتحاری‌ای ۱۹ تن به‌شمول ۱۷ برادر سیک و هندوی ما به شهادت رسیده و ۱۰ تن دیگر زخم برداشتند.

جان پلجر: «خاموش ساختن آسانژ بخشی از کارزار محدودیت بر آزادی بیان است!»

جولیان آسانژ، بنیانگذار سایت افشاگر ویکی‌لیکس که سالهاست در سفارت اکوادور در لندن پناه برده است، با قید وبند های فراوانی مواجه گشته، حق استفاده از انترنیت و تلفن را ندارد و نمی‌تواند ملاقات‌کننده‌ای داشته باشد. دولت جدید اکوادور مدعی‌ است که آسانژ قراردادی را نقض نموده است که مطابق آن حق اظهارنظر در امور هیچ کشوری را نداشت اما در ماه‌های اخیر در مورد اتهام انگلستان در دست‌داشتن روسیه در قتل جاسوس پیشین‌اش در این کشور و خودمختاری کاتالونیا در صفحه توییترش موضع‌گیری کرده است. در گذشته نیز دولت اکوادور پس از انتشار ایمیل‌های هیلری کلنتن به آسانژ اخطار داده بود. اما واقعیت اینست که این موانع بر اساس فشارهای دولت جنگ‌افروز امریکا بر وی اعمال می‌گردند.

دختران آگاه؛ مادران ایجاد و دگرگونی اند!

با درود به دست‌اندرکاران متعهد و فداکار نشریه همبستگی!

در روزگاری که وطنم در خون بی‌گناهان غرق است، هر روز دست‌های خونریز، جنایت بر جنایت می‌آفرینند و دولت پوشالی به‌مثابه تماشاگر فقط با «تسلیت»‌گفتن خود را ارضا می‌کند، اندکی می‌شرمم که مصایب زندگی‌ام را که ریشه در عقب‌ماندگی اجتماعی دارد برای خوانندگان خوب تان ردیف کنم. اما این را هم می‌دانم که سرگذشت من، قصه و درد من، جدا از سرشت سایر هموطنانم نیست، زیرا راکد ماندن و عقب‌نگه‌داشتن جامعه، خندق دلخواهی‌ست برای رشد میکروب‌های خطرناک از نوع تنظیم‌های اخوانی، طالب و داعش.

ولسوالی پرچمن فراه، قربانی انتخابات رژیم پوشالی کابل
پسران و بازماندگان سلیم مبارز

سال‌هاست که مردم ستمکش ولسوالی پرچمن ولایت فراه در گرو خانواده جنگسالار ددمنشی به نام سلیم مبارز روزگار بس تلخی را سپری می‌کنند. هرچند سلیم خودش چندسال قبل در انفجار ماینی کشته شد، اما حالا پسران و بازماندگان ستمگرش تحت حمایت تیم عبدالله با راحتی تمام در حق توده‌های پرچمن خیانت و رذالت روا می‌دارند. سال‌هاست که در این ولسوالی نه ولسوال را کسی توانست تغییر بدهد و نه قومندان را.

محمد مهدی، قربانی وحشی‌گری لمپن‌های «شورای نظار»

به نمایندگی از «حزب همبستگی افغانستان» جهت غم‌شریکی به خانه‌ای در قلعه فتح‌الله شهر کابل رفتیم که یگانه نان‌آور شان را از دست داده‌اند. دروازه حویلی را خواهر این نان‌آور شهید باز کرد و ما را با گرمی و صفا به داخل خانه دعوت نمود. با ورود مان به اتاق، مادری را دیدیم باوجودی که اشک از چشمانش جاری بود، ولی با دیدن ما بسیار خوش شد و ما دو تن را همچون فرزندش در آغوش گرفت. مادری که در سوگ یگانه پسرش، محمد مهدی می‌گریست.

مقالات برگزیده

مقالات رسیده

هنر و ادبیات

از صفحات تاریخ ما

تعداد مهمانان حاضر: 188 نفر