معترضان فرگوسن

به تاریخ ۹ اگست ۲۰۱۴ یک افسر پولیس سفیدپوست به نام دران ویلسون در شهر فرگوسن ایالت میسوری امریکا جوان سیاه‌پوست ۱۸ ساله به نام مایکل براون را در حالی هدف گلوله قرار داد که او سلاحی به همراه نداشت و دستانش را به نشان تسلیمی بلند نموده بود. در ابتدا پولیس ادعا نمود که مایکل بسته شیرینی را از یک دکان به سرقت برده بود و پولیس با او دست به یخن شده، وی را مورد هدف قرار داد ولی نتایج کالبدشکافی نشان می‌دهد که پولیس از راه دور بر او شلیک نموده‌است.

کسانی که شاهد ماجرا بودند، می‌گویند بعد از این که پولیس بر این جوان بی‌گناه شلیک کرد، او در خون می‌تپید ولی پولیس خون‌سرد صحنه را ترک کرد و هیچ‌کس هم امبولانس را احوال نداد تا این که او جان خود را از دست داد.

فساد اداری در دولت کرزی

ماریا میلر، وزیر فرهنگ اطلاعات انگلستان، پس از یک رسوایی مالی به تاریخ ۹ اپریل ۲۰۱۴ از سمتش استعفا داد. در ابتدا پول حیف و میل‌شده توسط وی ۴۵ هزار پوند اعلان شد ولی پس از تحقیق این رقم به ۵۸۰۰ پوند کاهش یافت. خانم میلر می‌گوید این پول را به عنوان «مصارف نمایندگی» دریافت کرده بود و به‌خاطر ساخت خانه به والدینش به مصرف رسانید.

ولی در افغانستان مافیایی و غرق در فساد از رییس دولت گرفته تا وزرا و وکلا و مشاورین همه تا گلو در اختلاس و خورد و بردهای میلیون ‌دالری گور هستند و هر روز در رسانه‌های داخلی و خارجی بوی خیانت و غارت شان بالا است، ولی آب از آب تکان نمی‌خورد و فردا همان وزیر یا رییس در چوکی بالاتر نصب می‌گردد و یا بدون حساب‌دهی و محاکمه نزد بادارن خارجی خود پناه می‌برد و با پول باد‌آورده عیش و نوش می‌کند. در این کشور بی‌در و دروازه به هر پیمانه که مفسد باشی به همان اندازه مقامت بلند می‌رود.

رفیق‌الله

کشته‌شدن هارولد گرین، جنرال دو ستاره امریکایی، به تاریخ ٥ اگست ٢٠١٤ در پوهنتون نظامی قرغه در حومه غربی شهر کابل هم قصر سفید و هم قصر سیاه کابل را تکان داد. وزارت دفاع افغانستان در نخستین واکنش، فرد مهاجم را «تروریست» خطاب کرد و او را دشمن صلح و ثبات افغانستان خواند. امریکاییان و حکومت کرزی تلاش کردند تا حقایق درمورد این حادثه را پنهان نگه‌دارند. نیروهای امریکایی فوری بعد از حادثه، ساحه را در کنترول گرفته، فلم‌ کمره‌های امنیتی و تصاویر و ویدیوهایی را که افراد حاضر در صحنه توسط موبایل‌ برداشته بودند، از بین بردند.

سربازی که این حادثه را آفرید، رفیق‌الله نام داشت و از ولایت پکتیا بود. این سرباز ۲۷ ساله، دو نیم سال پیش به «اردوی ملی» پیوست. وزارت دفاع افغانستان تایید کرد که او یکی از سه نگهبان امنیتی بوده که اجازه داشته برای محافظت از جنرالان اسلحه‌اش را با خود داشته باشد. سخنگویان وزارت داخله، وزارت دفاع و ریاست امنیت ملی نمی‌خواهند چیز بیشتر درمورد به رسانه‌ها بگویند.

جمهوری دومینیکن

جمهوری دومینیکن کشور کوچک ده‌‌میلیونی است که در جزایر هیسپانیولای دریای کارائیب در قاره امریکا موقعیت دارد. این کشور از بدو تاسیسش تحت تاخت و تاز کشور‌های استعمارگر اسپانیا، فرانسه و امریکا قرار داشت. در ١٩٠٥ تمامی شریان‌های اقتصادی این کشور را امریکا در دست گرفت و تا کنون با دست‌اندازی‌ها و چپاول و جنایاتش زندگی مردم را تیره و ابتر نگه‌داشته است.

به تاریخ ١٥ می ١٩١٦ نیروهای دریایی امریکا در دومینیکن فرود آمدند. آنان پس از یک درگیری مختصر حاکمیت را به چنگ گرفته، یک دیکتاتور نظامی را به‌حیث رییس دولت نصب کردند. آنان تمامی روشنفکران و منتقدان تجاوز خارجی را تیرباران و یا تبعید کردند. نوکران امریکا زمین‌های دهقانان را غصب و در آن مزارع نیشکر را که آن زمان سود سرشار برای استعمارگران داشت، گسترش دادند. این همه نابسامانی باعث شد که مردم دست به مقاومت بزنند. آنان گروپ مسلح چریکی به نام «سلاح به‌دستان» (Gavilleros) را تشکیل دادند و علیه اشغالگران امریکایی آغاز به مبارزه مسلحانه کردند. امریکا به‌خاطر سرکوب این گروه، باند اوباشان تحت عنوان «پولیس ملی» را ایجاد کرد که تا امروز به‌مثابه چماق امریکا در آن کشور حضور دارند. بالاخره پس از مبارزه طولانی و مقاومت سرسختانه مردم، امریکا آن کشور را ترک کرد ولی با آن هم قانون اساسی دلخواه را تصویب نموده، رژیم پوشالی‌اش را بر سر کار نگه‌داشت.

«ادامه ساخت جنگ افزارها و متوسل‌شدن به جنگ اعتبار ما را بعد از این خدشه‌دار خواهد کرد. سازنده و عاقلانه خواهد بود اگر به‌خاطر جلب و عقد قراردادهای تجارتی، تحقیقات طبی و دستیابی به منابع ارزان انرژی با افراد تحصیل‌کرده طرف باشیم، کسانی که ما را خوب درک کنند و مشاورین خوب برای دولت ما باشند. این است هدف برنامه فولبرایت.»
سناتور ویلیام فولبرایت، بانی و طراح «برنامه فولبرایت»
بورس فولبرایت

به این ترتیب دولت جنگ‌افروز امریکا به فکر ابداع شیوه‌های جدید برای حفظ سیادت سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی خود در جهان برآمد که از آن به نام «امپریالیزم فرهنگی» یاد می‌کنند. کنگره امریکا طرح سناتور فولبرایت را عاقلانه یافت و امضا کرد. حاصل کار این برنامه که در سال ١٩٤٦ در چهارچوب سیاست خارجی امریکا تحت عنوان زیبای «مبادلات فرهنگی و آموزشی» شکل گرفت، پدیدآمدن گروه خاصی از جوانان «امریکایی‌شده» بود که توانستند در رده‌های مهم نهادهای فرهنگی، تحصیلی و دوایر دولتی کشورهای شان نفوذ کرده چرخ را به نحوی از انحا به نفع منافع استعمارگرانه امریکا بچرخانند. طی این مدت، ٢٩ تن از این افراد به ریاست حکومت‌ها رسیده‌اند.  تونی بلیر و گوردن براون دو صدراعظم انگلستان از جمله کسانی اند که از طریق این بورسیه‌ها در امریکا تربیت دیده بودند.

جهاد نکاح، شکل جدید توحش بنیادگرایی

طی سال‌های گذشته همیشه می‌شنیدیم که چطور باندهای وحشی بنیادگرا با سوءاستفاده از اسلام و مقدسات مردم، جوانان را در مدارس شان مغزشویی و ترغیب می‌کردند که به حملات انتحاری دست زنند تا به بهشت رفته، ٧٢ حور بهشتی نصیب شان شود. اما حالا نیاز بود که راه دیگری ابداع گردد تا جوانان را به میدان‌های جنگ‌های جنایت‌کارانه و وحشتناک عراق و سوریه نیز بکشانند. «جهاد نکاح» تازه‌ترین و بی‌شرمانه‌ترین دام آنان است که می‌شود آن را فحشای رسمی نام داد.

دوست ایرانی ما امید شمس در پاسخ به فراخوان حزب همبستگی جهت اشتراک در تحصن دفاع از رضا شهابی و دیگر آزاداندیشان دربند ایران، نامه‌‌ پرمحبتی به ما فرستاده‌اند که به نوبه خود دستان ایشان را به گرمی می‌فشاریم. از آنجایی که نامه‌ حاوی نکات آموزنده‌ است، آن را در اختیار تمامی خوانندگان سایت همبستگی قرار می‌دهیم:

تحصن دفاع از رضا شهابی

آنقدر نام ترا
بر هر ذره از تن خود نوشتیم
ای آزادی
که دیگر نخواهیم مرد
چرا که آزادی هرگز نمی‌میرد

رفقای حزب همبستگی، رفقای حاضر در تحصن،

در میان شما، کسانی هستند که من افتخار آشنایی و دیدار با آن‌ها را در سفرم به افغانستان داشته‌ام. در میان شما رفقایی هستند که در تاریک‌ترین روزها امیدبخش و راه‌گشای ما در مبارزه با استبداد و توحش بوده‌اند. امروز جمع شما پیامی به غایت مهم و حیاتی دارد:

جان کری و اشرف غنی و عبدالله

عصر روز دوشنبه (۷ جولای ۲۰۱۴) و پیش از اعلام نتایج دور دوم بازی انتخاباتی در افغانستان خبرهایی منتشر شد مبنی بر این که سفیر امریکا و نماینده سازمان ملل در کابل وارد ساختمان کمیسیون انتخابات شده‌اند و سرگرم بحث و گفتگو با نورستانی و کمشنران این نهاد هستند، تا نتیجه را نهایی سازند. هرچند، سفارت امریکا در صفحه تویتر خود حضور سفیر در کمیسیون را رد کرد اما خبرنگاران زیادی شاهد حضور او در جلسات کمیسیون انتخابات بودند.

یک خبرنگار در جریان نشست خبری، نورستانی را درمورد رفت و آمد مکرر این دو نماینده امریکا و سازمان ملل مورد سوال قرار داد. پاسخ نورستانی این بود که هر دو پیام‌رسان نامزدان به کمیسیون انتخابات هستند.

کارتون تلویزیون طلوع

مایکل کلدرون (Michael Calderone) به تاریخ ۳۰ جنوری ۲۰۱۳ در روزنامه «هافنگتن پست» نوشت:‌

«از سرنگونی دولت طالبان در عملیات نظامی تحت رهبری امریکا چند ماه بعد از حادثه یازدهم سپتامبر، نهادهای دولت امریکا و سازمان‌های جهانی کمک‌دهنده صدها میلیون دالر را به افغانستان واریز کردند تا صنعت رسانه‌ای افغانستان را راه‌اندازی نمایند.»

او از زبان سخنگوی USAID نوشت:

«با تشخیص نقش حیاتی‌ای که رسانه‌های آزاد و معلومات در یک جامعه آزاد و دموکراتیک ایفا می‌کند، یو.ایس.اید و وزارت خارجه امریکا ۱۶۶ میلیون دالر را برای رشد مطبوعات افغانستان تخصیص داد.»

نمونه تذکره الکترونیک افغانستان

چند ماه پیش، سر و صدای تذکره الکترونیک همه جا را فرا گرفته‌بود. دولت بخصوص وزارت مخابرات و تکنالوژی معلوماتی این را دستاورد بزرگی اعلام نمود؛ اعضای پارلمان و سنا به سر و صورت یکدیگر کوبیدند که ملیت در تذکره الکترونیک ذکر شود یا خیر. ولی نکته‌ای را که هرگز درموردش حرف نزدند، نکات پشت پرده این «دستاورد» است که معلومات به‌دست‌‌آمده از شهروندان کشور از طریق این تذکره در خدمت کی قرار می‌گیرد؟

ظاهرا پروژه تذکره الکترونیک، که فعلا در چارچوب «اداره توزیع تذکره الکترونیکی» فعال است، در ۱۳۸۷ توسط وزارت مخابرات و تکنالوژی معلوماتی آغاز گردید و پسان‌ها وزارت امور داخله نیز به آن پیوست. برای ملی جلوه‌دادن این پروژه، در شروع گفته شد که بودجه پروژه که به ۱۲۱ میلیون دالر می‌رسد از بودجه انکشافی دولت افغانستان تمویل می‌شود. اما بعدا وزارت امور داخله در سایتش نوشت که جامعه جهانی ۱۱۵ میلیون دالر یعنی ۹۵٪ این پروژه را تمویل خواهد نمود.

مقالات برگزیده

مقالات رسیده

هنر و ادبیات

از صفحات تاریخ ما

تعداد مهمانان حاضر: 184 نفر