کتاب «برگشت طالبان» پرده از چهره واقعی ملا منصور برمی‌دارد

کتاب «برگشت طالبان»

پس از مرگ مرموز ملاعمر در کراچی پاکستان، رهبری طالبان به مشوره سران آی‌اس‌آی بر آن شد تا رهبر جدیدی برای این گروه انتخاب نمایند. دو تن مورد نظر آنان بود، ملا عبدالغنی برادر و ملا عبیدالله آخند. ملا عبیدالله آخند در زندان پاکستان بر اثر حمله قلبی درگذشت و ملا برادر نیز در عملیات مشترک سی‌آی‌ای و آی‌اس‌آس جهت آمادگی برای ماموریت «بزرگ» دستگیر شد.

حسن عباس، که از سال ۱۹۹۷ الی ۱۹۹۸ به‌مثابه معاون پلیس ایالت خیبرپختونخواه وظیفه اجرا نموده و با سران طالب و جهادی رابطه نزدیک داشت در کتاب «برگشت طالبان» در این مورد می‌نویسد:

«بنابراین، شانس به‌سمت نامزد دیگری لبخند می‌زند -ملا منصور اختر نسبتاً جوان ۴۷ ساله، که از ۲۰۱۳ به عنوان رییس عملیاتی این گروه، امور روزمره طالبان را مدیریت می‌کرد. تا آن زمان با نقش‌های مختلف در اولین دولت طالبان (۱۹۹۶-۲۰۰۱) چندان فرد قابل توجه نبود -او تا کنون وظایفی همچون مدیر امنیتی میدان‌هوایی قندهار، وزیر هوانوردی و حمل و نقل و نماینده برای اروپا جهت دستیابی به تجهیزات نظامی اجرا نموده بود. مطابق گزارش‌های سازمان ملل متحد، افزون بر دست‌داشتن در تجارت و قاچاق مواد مخدر، منحیث والی قندهار نیز خدمت می‌کرد. سفرهای مکرر او به دبی (و حداقل یک سفر به بحرین) با پاسپورت پاکستانی و با نام مستعار ولی محمد، بین سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۱۲ تا حدودی یک راز باقی مانده است.

کارت هویت پاکستانی ملا اختر منصور
کارت هویت پاکستانی ملا اختر منصور

ملا منصور دقیقاً محبوب‌ترین رهبر در میان گزینه‌ها نبود. نامبرده فاقد کاریزما و اعتبار روحانی، اساساً مردی تشنه قدرت بود که بیشتر به‌خاطر ذکاوت تجاری و شبکه‌اش در خلیج‌ فارس شناخته می‌شد. به قول یک تحلیلگر سابق اطلاعاتی ایالات متحده، جالب‌ترین چیز درمورد وی، "سفرهای معروف خرید عطر او به دبی بود، جایی که او به راحتی در آغوش روسپي‌های روسی و حفاظت سلطنتی به‌سر می‌برد." رابطه نزدیک به سرویس استخباراتی پاکستان داشت، به‌ویژه در سال‌های جنگ که پناهگاه آنان در پاکستان یک راه نجات حیاتی برای شان به شمار می‌رفت؛ برای کسانی که می‌خواستند به رده‌های ارشد طالبان بالا بروند او بود که فرد مذکور را به آی‌اس‌آی معرفی می‌کرد.... ملا منصور رسماً توسط شورای رهبری طالبان در جولای ۲۰۱۵ و در نزدیکی کویته پاکستان، به‌عنوان امیر (رهبر) جدید طالبان منصوب شد. ملا منصور مایل بود این سمت را به دست گیرد، اما هنوز مشخص نشده بود که آیا افراد دیگر طالبان او را می‌پذیرند یا خیر. برخی از رهبران ارشد طالبان درباره وی بسیار متردد بودند.

سید محمد طیب آغا، رییس کمیسیون سیاسی طالبان مستقر در قطر، پس از اعتراض شدید به برگزاری چنین نشست مهمی در پاکستان به‌جای افغانستان، استعفا داد که نشانی از مخالفت جدی در این گروه بود.... ماه‌ها طول کشید و مداخلات زیادی از سوی ملاهای ارشد همسو با طالبان صورت گرفت تا ملا منصور به‌مثابه رهبر طالبان مشروعیت پیدا کند. در تلاش برای تحکیم کنترول بر جناح‌های مختلف طالبان که اکنون ظهور کرده بودند، او به سرعت عملیات نظامی خود را در سراسر افغانستان گسترش داد، و از جمله بر تاکتیک‌های چریکی ضربه و فرار، گسترش پایگاه و استخدام غیرپشتون‌ها تاکید می‌ورزید. موفقیت او در برافراشتن پرچم سفید طالبان در سپتامبر ۲۰۱۵ بر شهر قندوز در شمال افغانستان بود که موقعیت رهبری او را تثبیت کرد -این منطقه از اولین مرکز ولایت‌های افغانستان بود که در ۱۴ سال جنگ به دست طالبان افتاد. او دو معاونی را منصوب کرد که قرار بود در آینده نقش مهمی ایفا کنند: ملای به‌شدت محافظه‌کار و قاضی سابق، ملا هبت‌الله آخندزاده، و سراج‌الدین حقانی، فرمانده بانفوذ نظامی شبکه حقانی، گروهی که توسط رییس ستاد مشترک ارتش ایالات متحده، دریاسالار مایک مولن به نام "بازوی واقعی اطلاعات پاکستان" نامیده شده بود. از نظر سیاسی، ایندو انتخاب‌ هوشمندانه‌ برای استحکام قدرت وی بودند. هبت‌الله، کسی که در ۲۰۱۳ با صدور فتوایی، مرگ ملاعمر را مخفی نگه داشت. این امر باعث شد تا ملا منصور به‌نمایندگی از ملاعمر تا زمان تصدی مقام رهبری در ۲۰۱۵ به رهبری خویش ادامه دهد.

سرنوشت اما چیز دیگری برای او در نظر گرفته بود. مدت زمان تصدی ملا منصور کوتاه بود، زیرا ارتباط دوستانه‌اش با ایران پیامد مرگباری برای وی داشت. در ۲۱ می ۲۰۱۶، ساعت ۶ صبح، ملا منصور در حمله طیاره بی‌سرنشین امریکا در منطقه نوشکی، حدود ۱۴۰ کیلومتر دورتر از شهر کویته، مرکز ایالت بلوچستان پاکستان کشته شد. پاسخ رسمی پاکستان بیانیه‌ای مطبوعاتی بود که اظهار می‌داشت: «حمله طیاره بی‌سرنشین نقض حاکمیت این کشور بوده است»، در‌حالی‌که یک مقام رسمی همچنین ابراز داشت که این امر به همکاری امنیتی و اطلاعاتی میان ایالات متحده و پاکستان لطمه نمی‌زند. در آن زمان اظهارات متناقض پاکستان پیرامون حملات هواپیماهای بی‌سرنشین ایالات متحده کاملاً یک امر عادی بود، اما محکومیت خاموش اسلام‌آباد در اینجا همچنان تعجب‌آور بود، زیرا این اتفاق به‌خوبی در داخل ایالت بلوچستان رخ داد. در واقع، این حمله در نزدیکی مقر "شورای کویته"ی طالبان اتفاق افتاده بود.

استخبارات پاکستان به‌طور طبیعی بر منصور مشکوک شده و معتقد بودند که کنترول وی از دست شان رفته است. با این حال، آنان از رفتن او به دنیای دیگر ناراحت بودند. در واقع، یکی از مقامات ارشد پاکستانی که ملا منصور را به‌خوبی می‌شناخت و مرتباً با او در ارتباط بود، وقتی در سپتامبر ۲۰۲۲ در گفت‌وگو با وی این موضوع را مطرح کردم، همچنان غمگین به نظر می‌رسید. او جزییاتی پیرامون مسئله ارائه کرد که به همان اندازه جالب و آگاهی‌بخش است.

به طور دقیق تر، این مقام ارشد پاکستانی گفت که ایالات متحده جزییات هدف‌گیری طیاره‌های بی‌سرنشین را با سرویس اطلاعاتی پاکستان در میان می‌گذارد. به‌عنوان مثال، ابتدا این عملیات قسمی برنامه‌ریزی‌شده بود که منصور باید در بازاری مورد حمله قرار گیرد، جایی که وی برای صرف چای و استفاده از تشناب در مسیر کویته توقف می‌کند، اما حمله در آن مکان ناممکن بود چرا که جان ده‌ها تن از افراد چهاردوبرش را می‌گرفت. سرانجام ساعتی بعد در‌حالی‌که در موترش تنها با یک راننده و یکی از اعضای خانواده‌اش بود، هدف قرار گرفت. این سطح از اشتراک‌گذاری دقیق اطلاعات نشان می‌دهد که پاکستان در این عملیات همکار ایالات متحده بوده است.

در جریان این گفتگو از مقام مسوول پرسیدم، آیا پاکستان می‌داند چرا ملا منصور به‌گونه مرتب از کویته به دبی می‌رفت؟ او به من یادآوری کرد که ارتباط منصور با دبی با اولین دولت طالبان در دهه ۱۹۹۰ باز می‌گردد، زمانی که او به‌عنوان وزیر هوانوردی خدمت می‌کرد، و همیش میزبان شیوخ عربی برای شکار شاهین در افغانستان بوده و در نهایت با خانواده سلطنتی دبی دوستی نزدیک برقرار کرد. پاداش این مهمانوازی‌ها در قالب سفرهایی با جیت شخصی به دبی و تمام تجملات همراه به‌عنوان یک مهمان محترم سلطنتی پرداخت می‌شد!

داستان‌های درونی مزبور نشان می‌دهد، شخصیت‌های طالبان که ما اغلب آنان را نوعی غارنشین محافظه‌کار می‌دانیم و تنها بین مسجد و مدرسه در رفت‌وآمد اند، در یک کلام صاف و ساده همچون سیاستمداران دیگر اند. آنان نیز عاشق الکول و سفرهای پرمصرف، زنان و جیت‌های شخصی می‌باشند. القاب روحانیت آنان فقط جهت فریب است و کمتر از آنچه که به نظر می‌رسند مقدس اند. آنان کارهایی را انجام می‌دهند که پسان فتوا صادر کرده و حکم قتل دشمنان شان را برای انجام همان کارهای همگون می‌دهند.»

مکان کشته‌شدن ملا اختر منصور
مکان کشته‌شدن ملا اختر منصور - وقتی عمر چاکر به پایان برسد دیگر به‌سان کاغذ تشناب ارزش‌اش را برای بادار از دست می‌دهد.

مقالات برگزیده

مقالات رسیده

هنر و ادبیات

از صفحات تاریخ ما

تعداد مهمانان حاضر: 54 نفر