جام جهانی، وسیله استتار و تطهیر سرکوب و جنایات
- رده: مقالات
- نویسنده: نوید نابدل
- منتشر شده در سه شنبه، 02 سرطان 1405

روزا لوگزامبورگ میگوید: «منافع ملی چیزی جز یک فریب و پردهپوشی نیست که هدف آن، به خدمت گرفتن تودههای زحمتکش در راه منافع دشمن مرگبارشان، یعنی امپریالیزم، است.» یکی از نمونههای این واقعیت را میتوان در جریان مسابقات ورزشی مشاهده کرد که تودههای تحتستم برای مدتی از فقر، بیعدالتی، خیانتها، جنایات، رنجها و سیهروزیهایی که از سوی طبقات فرمانروا بر آنان تحمیل میشود، غافل میگردند. حکومتها با تبلیغ این که «تیم ملی» نماینده منافع تمام مردم است و همگان باید بیچونوچرا از آن پشتیبانی کنند، میکوشند تضادهای طبقاتی را در پس پرده «وحدت ملی» پنهان ساخته و افکار زحمتکشان و تودهها را به سود منافع طبقات مسلط و نظام چپاولگر تغییر دهند.
در جریان مسابقات بزرگ ورزشی، احساسات ملی به اوج میرسد و مردم – به شمول متاسفانه شماری از اعضای حزب ما بدون درک حقایق پشت پرده این رقابت ها، با گرمی و سرور بی حد و حصرکار و زندگی خود را رها کرده به تماشای مسابقات و تبصرههای مملو از ذوقزدگی بیپایان و بیارزش و وقت بربادده مینشینند، بدون ذرهای توجه به این حقیقت دردناک که چگونه، نظامهای استیلاگر و متجاوز همواره از ورزش بهعنوان ابزاری در خدمت نظامیگری و پیشبرد اهداف سیاسی خود بهره بردهاند. این ها زیر نام «تأمین امنیت»، بودجههای نظامی را افزایش میدهند و همزمان به سرکوب مخالفان و معترضان داخلی میپردازند. امروز که مردم آزادیخواه و نیروهای ضد جنگ در گوشهوکنار جهان علیه جنایات رژیم صهیونیستی در غزه و لبنان و نیز بدمعاشیهای امپریالیزم اپستینی امریکا در قبال ایران، ونزویلا، لبنان و...صدای اعتراض بلند کردهاند و خشم و انزجارعمومی به طور فزایندهای بر ضد قدرتهای امپریالیستی و صهیونیستی خونآشام تمرکز یافته است، هیاهوی ناشی از جام جهانی فوتبال به مثابه وسیلهای برای منحرف ساختن مردم از رنجهای جانفرسای بشریت ستمکش و قوام گرفتن پیکارهای رهاییبخش در نقاط متعدد گیتی استفاده میشود. چند مثال تاریخی ذیل نشان میدهند که چگونه رژیمهای سرکوبگر و ارتجاعی، از مسابقههای ورزشی برای تطهیر جنایات، به کجراه کشاندن فکر و خیزش خلقها و مشروعیتبخشی به حاکمیت خونریز خود استفاده جسته اند.

۱- ده روز پیش از آغاز بازیهای المپیک ۱۹۶۸ در مکسیکوسیتی، نیروهای نظامی دست به سرکوب خونین جنبش محصلان زدند که به «کشتار تلاتلولکو» شهرت یافت و طی آن صدها تن از محصلان و مخالفان حکومت جان باختند. با وجود این جنایت، دولت مکسیکو بلافاصله مسابقات المپیک را با شکوه و تبلیغات گسترده آغاز کرد و چنین وانمود ساخت که اوضاع کشور آرام و عادی است. حکومت همچنین زیر نام «تأمین امنیت» ورزشکاران و برگزاری بازیها، فضای امنیتی را تشدید کرد و زمینه را برای سرکوب بیشتر اعتراضات، از میان برداشتن مخالفان و شادی و عشق به هیستری جام جهانی را به برپایی مردم مکسیکو علیه زورگوییهای لاینقطع امریکا معطوف به مکسیکو، سایر کشور های امریکای لاتین و به خصوص کیوبا جانشین سازد.
۲- در سال ۱۹۷۶، در پی کودتای نظامی مورد حمایت امریکا در ارجنتاین، خورخه رافائل ویدلا به قدرت رسید و رژیمی سرکوبگر بر کشور استیلا یافت. حدود ۳۰ هزار تن از مخالفان سیاسی، فعالان چپ، اعضای اتحادیهها و آزادیخواهان به دست نیروهای نظامی و گروههای راست افراطی کشته یا ناپدید شدند. و در چنان شرایطی بود که برگزاری جام جهانی فوتبال ۱۹۷۸ در خدمت شستن خون از سر و روی حکومت نظامی ارجنتاین و تطهیر آن در عرصه بینالمللی قرار گرفت. حکومت ویدلا با استفاده از فضای پر غوغای مسابقات، مردم را در آن مصروف ساخت و جنایات خود را پوشاند که بعدها به «جنگ کثیف» شهرت یافت و به یکی از تاریکترین فصلهای تاریخ معاصر ارجنتاین تبدیل شد.
۳- مسابقات المپیک ۱۹۳۶ برلین نقش مهمی در مشروعیتبخشی به رژیم نازی ایفا کرد. در دورانی که سرکوب سیاسی، یهودستیزی، ایجاد اردوگاههای کار اجباری و اوج نفرت و انزجار نسبت به حکومت نازی در آلمان، هیتلر برگزاری این رویداد جهانی ورزشی را به ابزاری برای ترویج وطنپرستی، ملیگرایی افراطی و به سود سیاستهای فاشیستی اش برگرداند.

ورزش وسیلهای برای رشد جسمی، ایجاد تفاهم و همبستگی در برابر دشمن مشترک میباشد ولی همانطور که در جامعه سرمایهداری تقریباً همهچیز به کالا تبدیل میشود و سرمایهداران از طریق بهرهکشی از نیروی کار کارگران بر ثروت و سود خود میافزایند، ورزش نیز از این قاعده مستثنا نیست. افزون بر آنکه دولتها و طبقات حاکم از ورزش بهعنوان ابزاری برای خاک زدن به چشم مردم کارمیگیرند، غولهای سرمایه و شرکتها نیز سودهای بیکرانی به جیب میزنند. صنعت ورزش به یکی از بزرگترین عرصههای انباشت سرمایه تبدیل شده و میلیاردها دالر از رهگذر حق پخش تلویزیونی، تبلیغات، فروش کالاهای ورزشی و سایر فعالیتهای ذیربط نصیب ابرسرمایهداران میشود. بر بنیاد آمار منتشرشده از سوی سایت «گلوبل نیوز وایر»، پیشبینی میشود که ارزش صنعت ورزش در سال ۲۰۲۶ به حدود ۷۰۰ میلیارد دالر برسد و بخش عمده آن در حسابهای تریلیونی سرمایهداران واریز میشود.
در نظام سرمایهداری، ورزش هرگز پدیدهای خنثی و غیر سیاسی (آنطور که تبلیغ میشود) نیست بلکه بخشی از دستگاه غولآسای ایدیولوژیک و تبلیغاتی سرمایه داران بهعنوان اهرمی برای قانونی وانمودن جنگ افروزی، سلطهجویی و القای وحدت کاذب ملی به کار گرفته میشود. هماکنون در حالی که زندانهای اسراییل از مبارزان و آزادیخواهان فلسطینی پر استند و در غزه و لبنان و ایران هزاران انسان زیر بمبارانها، قحطی هولناک و نبود دوا و دارو میمیرند اما استیدیمها به اماکن هیجان آفرینی، ترویج ناسیونالیزم، تحمیق و خنثیسازی حتی برخی از مردم آگاه تبدیل شده اند.

رسانههای جریان اصلی با اسطورهسازی از پرنام و نشان ترین ولی اغلب بیحس و به خواب رفتهترین و جدانها در برابر تهدیدها و تجاوزکاریهای امپریالیزم و صهیونیزم به بهای کالاسازی ستارههای فوتبال نقش بازوی دستگاههای سیاسی و اقتصادی قدرتمند را ایفا و به مقام والای ورزش لجن میپاشند. الن مور، روزنامهنگار ورزشی میگوید:
«جام جهانی فوتبال در حالی برگزار میشود که بسیاری از رسانهها، جنگها و فجایع انسانی را به حاشیه راندهاند. از همان ابتدا بعید بود که فیفا، بهعنوان نهاد حاکم بر فوتبال جهان، حاضر شود به خاطر این بحرانها مسابقات را به تعویق اندازد یا پس از حمله به ایران، میزبانی امریکا و کانادا را زیر سوال ببرد. جیانی اینفانتینو و گردانندگان فیفا، همانند بسیاری از نهادهای بزرگ جهانی، بیش از هر چیز به حفظ منافع سیاسی و اقتصادی خود و شرکای قدرتمندشان میاندیشند و رسانههای ورزشی نیز با دامن زدن به هیجان مسابقات، در سفیدنمایی چهره قدرتها انحراف افکار عمومی از واقعیتهای تلخ جهان، نقش مکمل را ایفا میکنند.»
با درک این واقعیت، بر نیروهای مترقی و آزادیخواه ماست که تسلیم تبلیغات و احساسات نشوند، از وظیفه آگاه ساختن مردم در شناخت دشمنان و ریشههای اصلی مصایب خود غافل نشوند و اجازه ندهند که لحظهای هیجانهای کودکانهی ناشی از «احساسات ملی»، «تیم ملی» و «سرود ملی» و هر ملی بازی دیگر در عالم خیانتهای عظیم ملی در بیخبری در چاه فراموشی و بیاعتنایی به امر مبارزه تشکیلاتی فرو غلتند.

کارتونیست: کارلوس لاتوف