احمد سعدات: نماد پولادین مقاومت در زنجیر صهیونیزم
- رده: مقالات
- نویسنده: میرویس
- منتشر شده در جمعه، 10 عقرب 1404

احمد سعدات در سال ۱۹۵۳ در شهر البیره نزدیک رامالله در کرانه باختری به دنیا آمد. او با فعالیت در «جنبش محصلان فلسطین» بیشتر به سیاست علاقمند و در سال ۱۹۶۹، تنها دو سال پس از تأسیس «جبهه خلق برای آزادی فلسطین» به رهبری جورج حبش، به آن پیوست. سعدات در گفتگویی با سایت «مبارزه کنید» چنین روایت میکند:
«زندگیام در مقاومت ملی از سال ۱۹۶۷ آغاز شد، همان سالی که کرانه باختری و نوار غزه به اشغال صهیونیستها درآمد. همان زمان به "اتحادیه محصلان فلسطین" وابسته به جبهه خلق پیوستم و سپس در سال ۱۹۶۹ رسماً عضویت جبهه را به دست آوردم. انگیزهام برای رو آوردن به مبارزه ملی، جنگیدن علیه اشغال صهیونیستی بود. در آن دوره فضای عمومی فلسطین به شدت زیر تأثیر اندیشههای ناسیونالیستی ناصر قرار داشت و همین امر مرا به انتخاب جبهه خلق بر سایر سازمانها سوق داد.
هر چند احساسات ملیگرایانه و نفرت از اشغال انگیزه اصلی پیوستن به هر جریان ناسیونالیستی بود اما موقعیت اجتماعیام به عنوان پناهندهای که پیامدهای فاجعه "النکبة" (تأسیس دولت اسراییل و آوارگی ۷۵۰ هزار فلسطینی) را با گوشت و پوست لمس کرده بود، و این واقعیت که فرزند یک کارگر فقیر بودم مرا به سوی اندیشههای سوسیالیستی و مارکسیستی کشاند، اندیشههایی که در سازمانهای تودهای جبهه خلق گسترش مییافت. این نفوذ مارکسیزم گامی مترقی و تکاملی بر نظریههای "جنبش ملی عرب" (ANM) و نتیجه شکست نیروهای ناسیونالیست بورژوا در جنگ ۱۹۶۷ به شمار میرفت.
همچنین باید افزود که تجربه زندان در سالهای نخستین فعالیتم مرا با مارکسیزم آشنا ساخت و تعهدم را نسبت به جبهه خلق و جنبش ملی استوارتر نمود.»
سعدات در سال ۱۹۷۵ از دارالمعلمین آنروا در رامالله فارغالتحصیل و در رشته ریاضیات تخصص به دست آورد. فراست، استواری و جسارت انقلابی وی باعث شد تا به تدریج در تشکیلات «جبهه خلق برای آزادی فلسطین» ارتقا یابد. قبل از بر عهده گرفتن رهبری این حزب، در اوایل دهه ۲۰۰۰ مکررا دستگیر و نزدیک به ده سال را در زندانهای رژیم اشغالگر گذراند.
در اگست ۲۰۰۱، پس از شلیک موشک از هلیکوپتر به دفتر کار ابوعلی مصطفی در رامالله و ترور وی، احمد سعدات منحیث رهبر «جبهه خلق برای آزادی فلسطین» برگزیده شد. شاخه نظامی جبهه که پیشتر «گردانهای عقاب سرخ» نام داشت به «گردانهای ابوعلی مصطفی» تغییر نام داده و به عنوان نخستین اقدام انتقامجویانه وزیر سیاحت اسراییل، افراطیای موسوم به رحبعام زئیوی را در هوتل هایت بیتالمقدس اشغالی ترور کرد. رژیم صهیونیستی سعدات را به طراحی این عملیات متهم ساخت.
تنها چند هفته پس از این اقدام در نوامبر همان سال نیروهای تشکیلات خودگردان فلسطین به دستور اسراییل دستگیری اعضای جبهه خلق را آغاز کردند. زمانی که سعدات در مخفیگاه بسر میبرد، توفیقالطیراوی، یکی از سران استخبارات تشکیلات خودگردان زیر نام گفتگو در مورد بازداشت رفقای سعدات، در جنوری ۲۰۰۲ با وی قرار دیدار گذاشت. اما این در حقیقت دامی بود که منجر به ربودن و انتقال وی به مقر یاسر عرفات در «المقاطعه» گردید.
سعدات بعدها در توضیح این خیانت تشکیلات خودگردان گفت:
«از زمانی که بهاصطلاح توافق جریکو ما پنج زندانی را زیر نظارت اسراییل، امریکا، انگلستان و تشکیلات خودگردان قرار داد، تنها راه آزادی ما لغو همان توافق بود. اما تشکیلات نمیتواند چنین موضعی بگیرد به ویژه پس از یورش اسراییل به کرانه باختری در اپریل سال گذشته و محاصره "المقاطعه"، امروز تشکیلات بیچونوچرا به تمام خواستهای اسراییل و امریکا گردن مینهد.
...
در پایان میخواهم به ادعای تشکیلات خودگردان که گویا ما جهت "حفاظت" در بازداشت هستیم، بپردازم: این چرندی بیش نیست، دروغی که تنها برای توجیه اطاعت و سرسپردگیشان در برابر خواستهای امنیتی اسراییل بافتهاند.»
در جنوری ۲۰۰۶ احمد سعدات از درون زندان، ضمن نامزدی در انتخابات به حیث عضو «شورای قانونگذاری فلسطین» (PLC) برگزیده شد. این انتخابات که پیروزی جنبش حماس را در پی داشت، آخرین انتخابات دموکراتیک در فلسطین پنداشته میشود.

تظاهرات اعضا و طرفداران جبهه خلق برای آزادی احمد سعدات و سایر زندانیان سیاسی در شکنجهگاههای رژیم صهیونیستی.
جنبش حماس همان زمان اعلام داشت که رهبر «جبهه خلق برای آزادی فلسطین» را آزاد خواهد کرد. این وعده کافی بود تا رژیم صهیونیستی دست به کار شده و در ۱۴ مارچ ۲۰۰۶، تنها پانزده دقیقه پس از آن که ناظران انگلیسی و امریکایی بهشکل مشکوکی زندان اریحا را ترک گفتند، نیروهای اسراییلی با هماهنگی قبلی به زندان یورش برند. نیروهای تشکیلات بدون هیچ مقاومتی تسلیم گشته اما بسیاری از زندانیان راه مقاومت را برگزیدند. سرانجام صهیونیستها احمد سعدات و چهار تن از یاران نزدیکش را ربودند.
در سال ۲۰۰۸، محکمه نظامی اسراییل محکومیت ۳۰ سال زندان را برای سعدات اعلام داشته و بارها وی را به حبس انفرادی کشانده است. سه سال بعد، زمانی که جنبش حماس توانست بیش از هزار زندانی فلسطینی را در برابر آزادی یک سرباز اسیر اسراییلی گیلعاد شالیت مبادله نماید، نام احمد سعدات در صدر فهرست قرار داشت اما رژیم ددمنش صهیونیستی از تبادله وی سر باز زد.
همان سال سعدات پرچم یک اعتصاب غذای گسترده را در زندان برافراشت، اعتصابی علیه شرایط غیرانسانی حاکم بر زندانهای اشغالگران. پاسخ رژیم تشدید شکنجه و حبس انفرادی تا سال ۲۰۱۲ بود. این قساوتها به جای شکستن روح او، شعله تعهد و ایمانش به مقاومت را افروختهتر نموده و وی پولادینتر از همیشه، نماد پایداری و رهایی باقی ماند.
سعدات در مقالهای مینویسد:
«زندانیان سیاسی، مستقیماً تجربهی رویارویی با دشمن را دارند، و تجربهی زندان میتواند برای یک زندانی سیاسی دگرگونکننده باشد. اما این تجربه صرفاً فردی نیست، بلکه جمعی است. قهرمانی یک زندانی تنها در زندانی بودنش خلاصه نمیشود، بلکه در این است او درک کند که رهبری یک جنبش را به همراه دارد و مبارزهای که او در زندان ادامه میدهد، تأثیراتی جهانی دارد. جورج ابراهیم عبدالله امروز در زندان لانمزان در حال مبارزه است، همان گونه که مومیا ابوجمال در زندان ماهنوی به مبارزه ادامه میدهد.
قهرمانی فقط در این نیست که کسی سالها را در زندان سپری کند و سپس آزاد شود؛ بلکه در این است که یک مبارز کهنهکار باقی بماند و پیام آزادی را برای کسانی که همچنان در بندند، زنده نگه دارد.
زندانی سیاسی نه ضعیف است و نه درهمشکسته، هرچند دشمن تمام تلاش خود را برای شکستن او به کار میبندد. مسوولیت زندانی سیاسی، حفظ شعلهی مبارزه است. این موقعیتی نیست که ما خودمان انتخاب کرده باشیم، اما اکنون که در آن قرار داریم، باید استوار بمانیم و الگویی باشیم- نه برای مردمانمان، که خود ثابتقدم هستند، بلکه برای دشمن، تا نشان دهیم که زندان قادر به شکست دادن ما یا مردمانمان نیست.»
